حسن حسن زاده آملى
36
دو رساله مثل و مثال (فارسى)
محسوسات بالذات به حكم اتّحاد مدرك و مدرك از منشئات نفس و قائم به نفساند نحو قيام فعل بفاعل نه عارض به محل كه قيام مقبول به قابل است ، و نفس با همه قوى و شئونش از ماوراى طبيعت است ، و عالم طبيعت مطلقا قابل است كه محسوس بالعرض انسان گردد ؛ و مقصود افلاطون از اين كه محسوسات ظواهرند ، محسوسات به اين معنى است . حقايق اين ظواهر عالم امر است كه اصل ظواهر است و ظواهر اظلال و اصنام آنهااند . و اين ظواهر از اين رو گذرندهاند كه عالم خلقاند و جوهر عالم خلق در حركت است و ثبات از آن عالم أمر است ، و اين همان حركت جوهرى است كه خلق بسوى عالم امر مىرود تا بغايت خود برسد . امام سجّاد عليه السّلام فرمود : « ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا و اخترعهم على مشيّته اختراعا ثمّ سلك بهم طريق ارادته و بعثهم في سبيل محبّته . . . » « 1 » مرحوم استادم علّامه شعرانى - قدّس سرّه - در تفسير اين عبارت امام عليه السّلام فرموده است : « إشاره به حركت جوهرى است ، و اين كه غايت خلقت او است ، همه چيز در حركت جوياى اويند ، منه المبدأ و إليه المصير » همه هستند سرگردان چو پرگار * پديد آرنده خود را طلبگار همه مىكوشند تا بكمالى رسند و خود را مانند كاملتر از خود سازند غير از واجب الوجود كه كامل است پس او غاية الغايات و منتهاى همه حركات است و هر ناقص طالب كمال خود را سوى او مىكشاند « 2 » اصيل و باقى همان حقائقاند و عالم خلق در حركت است تا به ثبات برسد ألا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب . در گفتگويى كه ميان مردى دهرى و ارسطاطاليس شده
--> ( 1 ) . اول دعاى اول صحيفه سجّاديه ( 2 ) . ص 16 ترجمه و تفسير صحيفه سجادية بقلم استاد علّامه شعرانى - ره -